درد داره بندازی بیرون خاطراتی رو که باهاش عمرتو باختی
سخته تو خیابونهایی قدم بزنی که توش نفس نفس راه رفتیم باهم...اونجاهایی که مثل بچه های نو پا دستمو میگرفتی و از خیابون ردم میکردی..که مراقب بودی آب تو دلم تکون نخوره
میدونی چقدر تلخه هر لحظه هوایی رو بدی بیرون از سینه ات به اسم آه...راستی مگه نگفته بودی فصلی به اسم پاییز نداریم دیگه ....مگه نمیگفتی بهار داریمو تابستون ویه کم مونده به عید...پس چرا الان فقط یه رنگه همه چی، یه شکله ...همش برگ ریزونه
کجای داستان زنده بودنیم که فراموش کردیم قلبهایی بود برای دوست داشتن...
کجایی ؟؟
نوشته شده توسط شما بگو دی در 21:7 | لینک ثابت •
حماسه نه دی1388 ...
ما را در سایت حماسه نه دی1388 دنبال میکنید
برچسب: درد,داره,بندازی,بیرون,خاطراتی,باهاش,عمرتو,باختی, نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:16